السيد الطباطبائي
45
شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )
مىتوانست در آغاز خلافت خود با عناصر مخالف موقتاً از درِ آشتى و صفا درآمده آنان را با مداهنه راضى و خشنود نگه دارد و بدين وسيله خلافت خود را تحكيم كند سپس به قلع و قمع شان بپردازد . ولى اينان اين نكته را ناديده گرفتهاند كه خلافت على يك نهضت انقلابى بود ونهضتهاى انقلابى بايد از مداهنه و صورت سازى دور باشد مشابه اين وضع در زمان بعثت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز پيش آمد و كفار و مشركين بارها به آن حضرت پيشنهاد سازش دادند و اينكه آن حضرت به خدايانشان متعرض نشود ايشان نيز كارى با دعوت وى نداشته باشند ولى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نپذيرفت با اينكه مىتوانست در آن روزهاى سخت مداهنه و سازش كرده موقع خود را تحكيم نمايد سپس به مخالفت دشمنان قد علم كند . اساساً دعوت اسلامى هرگز اجازه نمىدهد كه در راه زنده كردن حقى حق ديگرى كشته شود يا باطلى را با باطل ديگرى رفع نمايند و آيات زيادى در قرآن كريم در اين باره موجود است . « 1 » گذشته از اينكه مخالفين على در راه پيروزى و رسيدن به هدف خود از هيچ جرم و جنايت و نقض قوانين صريح اسلام ( بدون استثنا ) فروگزارى نمىكردند و هر لكه را به نام اينكه صحابى هستند و مجتهدند توجيه مىكردند ، ولى على عليه السلام به قوانين اسلام پاىبند بود . از على عليه السلام در فنون متفرقه عقلى و دينى و اجتماعى نزديك به يازده هزار كلمات قصار ضبط شده « 2 » و معارف اسلام را « 3 » در سخنرانىهاى خود با بليغترين لهجه و
--> ( 1 ) . به شأن و نزول آيه 5 ، سورهء ص : « وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلى آلِهَتِكُمْ » و آيه 73 سورهء اسرى : « وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا » و آيه 9 سورهء قلم : « وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ » در تفاسير روايتى مراجعه شود ( 2 ) . غرر الحكم و درر الكلم ( 3 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 431 و ابن ابىالحديد ، ج 1 ، ص 181